تبلیغات
mary
mary

 

 


نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 11:44 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

 

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

 

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

 

یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

 

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

 

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه‌ی ساده به دنیا بله گفتی

 

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه، رو لبا پر خندس

 

تا تو هستی و چشمات بهونه‌است واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زنده‌است

 

واسه تولد تو باید دنیا رو آورد

ستاره رو سرت ریخت، تو رو تا اسمون برد

 

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق، پر از اینه و شمعدون

 
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق، بیاد هزار تا مهمون
 
 
 

نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 11:26 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

 

تولدت مبارك


نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 11:24 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست
جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست
جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام
وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
 
جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست
جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست
جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام
وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک
عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
 
 
 

نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 10:37 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

تولد تولد تولدت مبارک ...
 
مبارک مبارک تولدت مبارک
 
بیا شمعارو فوت کن
 
که صد سال زنده باشی

عزیزم ؛ امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن .

من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزومندم . تولدت مبارک


نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 10:30 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس می گیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون


چراغونی جشنمون ، ستاره های کهکشون


به جای شمع می خوام برات غم هاتو آتیش بزنم...

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم


تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم .....

اشک چشماتو پاک کنم ، نور ستاره بکارم


کهکشون و ستاره هاش ، دریا و موج و ماهیاش ...

بیابونا و برکه هاش ، بارون و قطره قطره هاش


با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک .....

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک


عاشقتو و یه قلب بی قرار و کوچک .....

فقط میخوام بهت بگم : تولدت مبارک

 

 

 


نوشته شده در شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 10:27 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 


نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 ساعت 09:19 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

روزی خواهم آمد
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد ای سبدهاتان پر خواب سیب آوردم سیب سرخ خورشید
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد : ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم آویخت
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ? دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد
خواهم آمد پیش اسبان ? گاوان ? علف سبز نوازش خواهم ریخت
مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم آورد
خر فرتوتی در راه من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت


نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 ساعت 09:16 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 
 
Center

نوشته شده در دوشنبه 28 تیر 1389 ساعت 12:34 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |


نوشته شده در دوشنبه 28 تیر 1389 ساعت 12:23 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

 در ذورق اندیشه ی خود جا ماندم

 آرام و غریبه روی دریا ماندم

 بر تارک هر موج که از من بگذشت

 نقش تو زدم منی که تنها ماندم...


نوشته شده در دوشنبه 28 تیر 1389 ساعت 12:15 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

وسعت تنهائیم را حس نکرد...

در میان خنده های تلخ من...

گریه پنهانیم را حس نکرد...

در هجوم لحظه های بی کسی...

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پایانیم را حس نکرد


نوشته شده در یکشنبه 27 تیر 1389 ساعت 10:58 ق.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی


for voice is
pray
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity

برای دستان شما بخشش

for heart is love
برای قلب شما عشق

and for life is
friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست



No one can go back and make a
new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from
now and make a brand new  ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه



God didn't promise days without
pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter without
sorrow , sun without rain,
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way
و چراغ راهمون میشه



Disappointments are like road
bumps, they slow  you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on
the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

Move
on
به راهت ادامه بده



When you feel down because you didn't get what  you want just sit tight
and be happy
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو

because God has thought of
something better to 
give you
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده


When something happens to you
,good or bad,

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست



There's a purpose to life's
events
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to
cry too  hard
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری



You can't make someone love
you

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who
can be loved
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه



It's better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose
the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی



We spend too much time looking
for the right  person to love
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or
finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead
باید به جای این کار

we should be perfecting the love we
give

در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم



Never abandon an old
friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take their
place

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

Friendship is like wine

دوستی مثل شراب میمونه

 older it gets better as it grows
که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه



When people talk behind your
back, what does it  mean?
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

Simple ! It means that you are two steps ahead of them
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

So, keep moving ahead in Life
 


نوشته شده در شنبه 26 تیر 1389 ساعت 02:30 ق.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد

آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد

 

گویی که آسمان سر نطقی فصیح داشت

با رعد سرفه‌های گران سینه صاف کرد

 

تا راز عشق ما به تمامی بیان شود

با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد

 

جایی دگر برای عبادت نیافت عشق

آمد به گرد طایفه‌ی ما طواف کرد

 

اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت

در گوشه‌ای ز مسجد دل اعتکاف کرد

 

تقصیر عشق بود که خون کرد بی‌شمار

باید به بی‌گناهی دل اعتراف کرد

 

قیصر امین‌پور 


نوشته شده در شنبه 19 تیر 1389 ساعت 02:41 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |

 

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است

ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است

 

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

 

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم

پرواز بال ما، در خون تپیدن است

 

پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال

اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است

 

ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش

آیین آینه، خود را ندیدن است

 

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است

 

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما، از کال چیدن است

 

قیصر امین‌پور 


نوشته شده در شنبه 19 تیر 1389 ساعت 02:39 ب.ظ توسط دختر ماه نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت